عیب رندان
حجاب
بازم بهار آمد، فصل زیبایی و طراوت و شادابی، فصلی که بیانگر شروع سالی نو و نوید نوروزی پیروز را برای همه به همراه دارد. همرا با بهار مسئله و مشکلی چندین ساله در ذهنهای ما تداعی پیدا میکند و آن مسئله نه فقریست که گریبانگیر چندین میلیون نفر از هموطنان ما است و نه امنیت بر باد رفته در بسیاری از نقاط کشور (در مورد برقراری امنیت، ذکر این نکته خالی از لطف نیست که آقای پورمحمدی وزیر محترم کشور که سابقهی طولانی در وزارت اطلاعات را دارند، برنامهی اصلی خود را در پست وزارت کشور، برقراری امنیت عنوان نموهاند و به همین دلیل دست به تغییرات اساسی در پستهایی از قبیل استانداری، فرمانداری و... زدند.) و نه گرانی و تورمی است که در عمل وحشتناک است و ویرانگر (که در صحبتهای مسئولین کاملاً کنترل شده و طبیعی) و نه مشکلاتی مانند مسکن، افزایش سن ازدواج، آمار بالای طلاق، مصرف فزایندهی سوخت در کشور و مهمتر از همه اعتیاد جوانان و تجارت مواد مخدر که به معضل لاینحل تبدیل شده است؛ بلکه این مسئله مهم و اساسی بدحجابی میباشد که به مهمترین دغدغههای مسئولین کشور ما و البته نهاد کمیتهی انضباطی در دانشگاه تبدیل شده است و نیز به تیتر درشت اول اکثر روزنامههای اصولگرا تبدیل گردیده است که جامعه را در خطر میبینند و از دیوار غیرت مردم بالا میروند که شما چگونه به ناموس خود اجازهی بدحجابی را میدهید و پای تهاجم فرهنگی غرب و آمریکا را پیش میکشند و بر لزوم پاسدارای از کشوری که در ازای خون عزیزان شهید به ما ارث رسیده است پافشاری میکند.
مسئلهای که در زمان انتخابات ریاست جمهوری نهم به شکل ویژهای نمود پیدا کرد و دکتر احمدینژاد، چنین مسئلهای را بیاساس خواند. حتی در سال گذشته نیز پس از ایجاد گشتهای ارشاد، سردار طلایی مکرراً اعلام کرد که «گشتهای ارشاد برخورد قهرآمیز نخواهند کرد زیرا تغییر و اصلاح ارزشها کار پلیس نیست و البته پلیس وارد حریم خصوصی نمیشود» ولی آنچه در عمل شاهد آن بودیم برخورد ناشایستی بود که باعث اعتراض طیف وسیعی از مردم گشت. گذشته از این، برگزاری نمایشگاه هفت روزهی مدلهای زندهی پوشش اسلامی تحت عنوان «جشنوارهی زنان سرزمین من» چنگی به دل نزد و مردم از آن استقبال نکردند.
تجربه نشان داده است که دولتها در هر زمینهای که امری را اجباری و الزامی کردهاند، بدون آنکه زمینهی پذیرش و اقناع عمومی را فراهم کنند، فرهنگ سیاسی و رویکرد اجتماعی مردم به عکسالعمل منجر شده و عملاً برخلاف آن اجبار به اَشکال مختلف پیدا و پنهان بسیج شدهاند. آیات قرآن نیز در رابطه با امر پوشش مؤید این مطلب است که امر پوشش توسط کسانی که ایمان آوردهاند باید رعایت شود، ولی آیا به صرف اینکه کسی در کشور اسلامی به دنیا آمده و در آن زندگی میکند باید ملزم به رعایت این موارد باشد؟]1[
نکتهی جالب توجه این است که مسئولین کشور ما به تصویب و اجرای قوانین در رابطه با مسئلهی پوشش در کشورهای اروپایی به شدت اعتراض دارند و حق انتخاب یک نفر برای داشتن پوشش دلخواه را جزء لازم و ابتدایی دموکراسی میدانند. ولی آیا به راستی مشکل مردم ایران، سایز شلوار، مانتو و روسری است که به اعتقاد اکثر مردم امری کاملاً شخصی فارغ از جا و مکان و اندیشه و مذهب است.
گذشته از مسئلهی فردی یا اجتماعی بودن حجاب، شاید با یک نگاه واقعبینانه و به دور از تعصب کورکورانه و احساساتی، حجاب در ردهی مسائل درجه چهارم و پنجم کشور نیز قرار نمیگیرد و شاید تنها فایدهی آن در حاشیه نگه داشتن مردم و ایجاد فرافکنی باشد.
به یاد داشته باشیم که وضع کنونی جامعهی ما به خاطر برخوردهای ناشایست دیروز ماست و تنها راه حل مسئلهی حجاب برای جلوگیری از بیبند و باری در جامعه گسترش عفاف و ارشاد به جای اجبار است. به یاد داشته باشیم که حضرت علی (ع) یکی از علتهای از میان رفتن حکومتهای پیشین را اصل قرار دادن فرعها و فرع قرار دادن اصلها میدانستند.
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر خوبم، اگر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کِشت
نوشته شده توسط امیر الجاهلین در یکشنبه 16 اردیبهشت 1386 و ساعت 12:05 ب.ظ